شهرداری کوچصفهان | شهرداری کوچصفهان

 شهر ما خانه ماست        در حفظ و نگهداری فضای سبز بکوشیم      با عضویت در کانال شهرداری از  آخرین اخبار شهر با خبرشویدhttps://t.me/kouchesfahan6

تبلیغات
تبلیغات
اخبار روز

بازنشستگی ، آمیزه ای از تجاربِ زرینِ زندگی

بازنشستگی ، آمیزه ای از تجاربِ زرینِ زندگی

شخص بازنشسته بر سر سفره ای می نشیند که تجربه های حیاتش ، نعمت های لذیذ آن را شکل میدهد. در این دوره ، آزمندی و خودپسندی که سبب افسردگی و پریشانی آدمیان است به حداقل فرو می کاهد و عقلانیت و دقت ، بیش از هر زمان دیگر به منصهی ظهور می رسد. اینکه انسان با کار و تلاش ، وجود خویش را اثبات می کند هیچ تردیدی وجود ندارد.ادوار حیات یک شخص ، دارای وجوه و مشخصه های خاص و ویژه ای است. از روز انعقادِ نطفه در رحم مادر تا لحظه ای که چشم از جهان فرو می بندد اَشکال و مراحل زنگی انسان شکل می گیرد. در دوران جنینی ، خود را در یک دنیای دیگری می بیند و از خون مادر تغذیه می کند. در مرحله ی نوزادی ، با مکیدن شیر و با فریاد و گریه ، حیات و خواسته هایش را تضمین می کند. در نو جوانی و جوانی، جنون و اندیشه را به همدیگر گره می زند. در سنین چهل سالگی ، اندیشه هایش از آشفتگی و پریشانی ، فاصله می گیرد . از آن به بعد با نگاه های متفاوت ، زندگی دیگری را تجربه می کند. در جهان بینی اسلامی و عرفانی ، هیچ دوره ای از ادوار حیان انسان ، نباید در چنگ بطالت گرفتار آید. حتی مرگ ، مرحله ای از مراحل خلقت به شمار می آید که باید با دید اقبال بدان نگریست . این نکته ی بسیار زیبا و قابل تعمق ، در ادبیات عرفانی ما ، خصوصاٌ در مثنوی معنوی مولانا به تصویر کشیده شده است. آنهایی که به دوره ی بازنشستگی می رسند به شکل دیگری به تبیین و تفسیر زندگی می پردازند. نگاه اشخاص در این مرحله ، متفاوت و حتی متناقض می باشد. کسانی که به ضعفِ نفس مبتلا هستند و انگیزه ی لازم برای زندگی ندارند این دوره از حیات خود را پیش نیاز مرگ تلقی می کنند و چون کالبد بی روح و لفظ بی معنی ، بی هیچ مقصد و مقصودی ، به سوی نیستی، راه می سپارند. چنین نگاهی ، بسیار دردآلود و جانکاه است که بر حیات بخشی از انسان های مأیوس ، سایه می گسترد و آنان را به تسلیم نا به هنگام وادار می سازد و در نهایت از پای در می آورد. اگر اینها به خود آیند و با یک نگاه متعالی بر بخشی از حیات خود بنگرند بر اندیشه های معیوب خویش فایق می آیند و با به کار بستن اندوخته های گران بها و تجارب زرین زندگی خود ، به ابداعات و خلاقیت های تحیر آفرینی ، دست می یازند. جهان بینی و نوع نگاه انسان است که به هستی او ، معنا می بخشد و جایگاهش را نسبت به دیگران مشخص می سازد.انسان تنها موجودی است که به لحاظ فلسفی ، وجودش بر ماهیتش ، مقدم می باشد. تنها انسان است که می تواند فاصله ی «بودن» و «شدن» را تشخیص دهد و راهِ طولانی کمال را بپیماید. گاهی نشانِ خلیفه اللهی را بر دوش بکارد و گاهی داغِ اسفل السافلین را بر پیشانی خود داشته باشد. از یک منظر ، شخص بازنشسته در کشوری که در آن نفس می کشد معنی پیدا می کند . ساختار سیاسی و مدیریتی آن کشور ، می تواند بسیار تعیین کننده باشد . هم می تواند کرامت و حیثیت را از انسان بستاند و هم می تواند خلعت کرامت را به او هدیه نماید . کشوری که بر بنیاد مدیریت علمی اداره شود و مناصب و صندلی ها بر اساس قابلیت ها و ظریت ها ، در تقابل نباشد می تواند در حراست از حقوق شهروندان به توفیقات بس افزونی نایل آید و تعالی و ترقی را بر مردمش به ارمغان آورد. دوران بازنشستگی ، دوران طلایی است که باید بدان ارج نهاد. شخص بازنشسته بر سر سفره ای می نشیند که تجربه ها ی حیاتش ، نعمت ها ی لذیذ آن را شکل می دهد. در این دوره ، آزمندی و خودپسندی که سبب افسردگی و پریشانی آدمیان است به حد اقل فرو می کاهد و عقلانیت و دقت ، بیش از هر زمان دیگر به منصه ی ظهور می رسد. آرامش روانی با چشم پوشی از جاذبه های دنیوی ، حاصل می آید. معنویت گرایی ، دلمردگی را می زداید. از راه نیک اندیشی و پیوستن به روح الهی ، فصل اصلاح شخصیت و ظهور فضل و هنر فرا می رسد. دل نبستن به ظواهر زندگی ، که نمود بارزی از بیماری های اخلاقی و روحی است کاملاً دیده می شود. عقده های روانی ، تقلیل می یابد. خام اندیشی و خیال زدگی که سبب سقوط آدمی است به تحلیل می رود و نشان های روشن اندیشه وری و واقعیت نگری که مظهر سلوک عقلانی و تعالی اخلاقی است ، نمود پیدا می کند. غم های یأس آلود و روح آزار که معلول تعلقات و آویزش های خودبینانه است رنگ می بازد. ظاهر بینی که غم های نازل پدید می آورد از بین می رود. تصعیدِ شهوات ،تعدیل و یا تعطیل می شود.حیات طیبه که مصداق روشنی از ایصال به مطلوب است، عینیت می یابد : لیک گـــــــر باشد طبیبش نور حق نیست از پیــریّ و تب ، نقصان و دَق1 جز مگر پیــری که از حق است مست در درون او حیات طیبــــــــه است2 از برون ، پیــــر است و در باطن صَبی خود چه چیز ست آن ، ولی و آن نبی 3 مولانا جلال الدین محمد بلخی می گوید: « نوعی از پیری جنبه ی ارزشی دارد و آن پیری عقلی است نه سنی و تقویمی ، چنین پیری ، عقلش بر کمال است و قوه ی مدرکه اش به پختگی و غایت استواری رسیده است. چنین پیری از هستی و شخصیت موهوم گذشته و به هستی و شخصیت حقیقی رسیده است». دوران بازنشستگی ، دوران تجدید نظر و تجمیع قوا برای بداعت و نوآوری است .انسان ، بار دیگر خود را می یابد و با خود خلوت می کند تا به اندوخته ذی قیمت قبلی اش، نظام و سامان دیگری ببخشد. تنهایی و خلوت، به تعبیر اشو زرتشت ، قابله ی ماهری است که می تواند موجب زایش و ابداعات تحیر آفرین باشد. ابن خلدون در تنهایی تبعید بود که اثر گرانسگ خویش – مقدمه – را به رشته ی نگارش درآورد. آیت الله طالقانی ، در خلوت زندان ، «پرتوی از قرآن » را به طالبان حقایق قرآن ، عرضه نمود... در نهایت به این نتیجه می رسیم که این مرحله ، پربارترین مرحله ی زندگی می تواند باشد ، چرا که شخص مذکور قابلیت آن را پیدا می کند بار دیگر ، پوست اندازی کند و راه کمال را با دقت و تعمق بپیماید و شگفتی های شگرفی بیافریند. این دوره ، مثلاً برای یک نیروی فرهنگی ، دوره ی تجسم و کتابت تصورات و اندیشه ها ست. برای انسان کمال گرا ، ایست و توقف ، هیچ معنایی جز مرگ و فروپاشی ندارد. خصوصاً انسان مسلمان ، آیه ی زیبای :« فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب »4 را نصب العین خود قرار می دهد و با تیر تلاش خویش ، چشم خستگی را نشانه می رود و بر مدار «وَ اَن لَیسَ لِلاِنسان اِلا ما سَعی » 5 از «بودن» فاصله می گیرد و به سوی «شدن» و کمال که هیچ انتهایی برای آن متصور نیست ، پر می گشاید.

ادامه مطلب

عاشورا نامی به بلندای تاریخ است

عاشورا نامی به بلندای تاریخ است

عاشورا نامی به بلندای تاریخ است ظهر روز عاشورا ماجرای قیام امام حسین (ع) پایان نیافت، بلکه از همان وقت تا به امروز جریانی رو به گسترش در تاریخ شکل گرفت: فرهنگ عاشورا. عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگی برخاسته از متن اسلام که نقشی حیاتی را در استحکام ریشه‌ها و شناخت مسیر حرکت انسان ایفا کرده است. عاشورا نامی به بلندای تاریخ و سرچشمه جوشان فرهنگ ناب اسلامی است که هیچ‌گاه در محدوده زمان و جغرافیای خاصی محصور نمانده است، بلکه همواره الهام‌بخش تشیع در راستای حرکت‌ها، جنبش‌ها و قیام‌های راستین شیعه- بل بسیاری از نهضت‌های دیگر- در برابر کانون‌های ظلم و کفر و نفاق بوده است. عاشورا یک قضیه صرفاً تاریخی نیست بلکه الگویی فرهنگی و فکری است و پای ساخت یک فرهنگ والا در میان است که با تکیه بر میراثی قوی، غنی، بانشاط و فعال به همه اعصار تاریخ، صلای شجاعت و شفقت می‌دهد. آنچه که بیش از همه در این فرهنگ عاشورایی خودنمایی می‌کند، لزوم شناخت آن به عنوان شعور است و نه شور صرف. شعور زاییده فکر و اندیشه است و مبتنی بر آگاهی، شناخت و دانایی است ولی شور زاییده احساسات، علایق و هیجانات است. در فطرت آدمی هم شور است و هم شعور، هیچکدام نفی دیگری نیست هرکدام می‌تواند در جای خویش مؤثر و مفید باشد، شور به تنهایی و شعور بدون شور پذیرفتنی نیست، زیرا شعور به تنهایی فکر، اندیشه و یک ایده است، فکری که به عمل تبدیل نشود ارزش ندارد، شوری که بر اساس شعور نباشد ممکن است به بی راهه رود. برای اینکه شعور به اقدام عملی تبدیل شود به شور نیز نیازمند است و شور نیز برای اینکه در راستای هدف باشد بی نیاز از شعور نیست. یادمان باشد که شور و شعور حسینی در تقابل باهم نیستند و نمی‌توانیم یکی را بدون دیگری داشته باشیم، بلکه دو مفهوم جدایی ناپذیری هستند که یکی بدون دیگری کامل و تمام نمی‌شود. شور حسینی بدون شعور حسینی کامل وکافی نیست، شعور حسینی نیز بی شور حسینی ناقص است. شور و شعور حسینی به مثابه دو بال یک پرنده‌ای است که برای پرواز کردن و اوج گرفتن به هر دو به یک اندازه نیاز دارد و با یک بال پریدن امکان پذیر نیست. بالیدن در این فرهنگ سرخ تنها به نالیدن و شور احساسات محتاج نیست بلکه گسترش فراگیر این تابلوی تمدن ساز به اندیشه‌های تحلیل گر و هنرمند وابسته است. اگر می گوییم عاشورا یک فرهنگ است و دو بال شور و شعور آن را در جریان تاریخ پیش می‌برد کجا باید از این فرهنگ سراغ گرفت. ما در این نوشته بر تأثیرات این واقعه بر سایر وقایع و همچنین جلوهای کلی این فرهنگ به اجمال اشاره‌ای می‌کنیم. اولین کارکرد عاشورا در ساحت هویت فرهنگی، اثرگذاری عمیق بر اسطوره‌های ایرانیان شیعه است. ایرانیان که از دیرباز اسطوره‌های خود را در قالب ادبیات ریخته بودند، در طول تاریخ آرام‌آرام واقعه‌ی عظیم عاشورا را نیز به باورهای اسطوره‌ای خود وارد کردند و با آن درآمیختند. تا جایی که بسیاری از شخصیت‌های عاشورایی، امروز به نمادهای اسطوره‌ای تبدیل شده‌اند. امام حسین (ع) مظهر عبادت، عبودیت، رهبری، آزادی و ایستادگی، حضرت ابوالفضل (ع) مظهر وفاداری، بصیرت، نفوذناپذیری، مدیریت، حیا، غیرت، استقامت و قدرت، حضرت زینب (س) مظهر صبر و مقاومت و ایثار و... در حقیقت، یکایک شخصیت‌های عاشورا در طول تاریخ برای ایرانیان جایگاه اسطوره‌ای و نمادین یافته‌اند که این امر تأثیرات عمیقی بر هویت و شخصیت ایرانیان داشته است. الگوگیری و شبیه‌سازی به اساطیر و بزرگان، همواره یکی از راه‌های هویت سازی و ساخت شخصیت است؛ چراکه انسان به دنبال کمالات و خوبی‌هاست و یافتن این خوبی‌ها در اساطیر ممکن است. هرچند ایرانیان به‌واسطه‌ی عشق به امام علی (ع) مذهب شیعه را به‌راحتی پذیرفتند، ولیکن نقش عاشورا نیز در پذیرش و تعمیق این مذهب در ایرانیان غیرقابل انکار است. واقعه‌ی عاشورا به دلیل جنس خاص خود (مظلومیت، حق‌طلبی، آزادگی، پهلوانی و...) با ساختار فرهنگی ایرانیان قدیم همخوانی زیادی داشته و لذا بسیاری از مردم دین خود را از گذرگاه و دروازه‌ی عاشورا پذیرفته یا درونی کرده‌اند. امروز نیز خیل بسیاری از جوانان دیده می‌شوند که شور و شعور حسینی در ایام نوجوانی و جوانی، منجر به پذیرش و درونی کردن اسلام و شیعه در آن‌ها شده است. از سوی دیگر، عاشورا تأثیر شگرفی بر عرفان و عبادت عملی داشته است. این الگوپذیری از نمادهای کربلا در انقلاب اسلامی ایران به وضوح قابل ردیابی است. نقش شهادت در جریان پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی هشت ساله، ولایت پذیری، توسل و تمسک به سید و سالار شهیدان و یاران باوفای آن حضرت، روحیه ایثار، دفاع از مظلومان سراسر جهان و...همه نشانه‌هایی از اقتدا به کربلا و حماسه حسینی است. امام خمینی (ره) به وضوح همه دستاوردهای انقلاب را از محرم و صفر دانسته و به گفته رهبر فرزانه انقلاب باید بر بصیرت دینی خود بیفزاییم که هر روز عاشورا است و هر صحنه کربلاست. همچنین می دانیم ادبیات یکی از مهم‌ترین ظرف‌های تبلور عناصر فرهنگی است که به دلیل هنر، زیبایی و بُعد لذت آفرینی که دارد، به‌راحتی پذیرفته شده و هویت‌سازی می‌کند. مهم‌ترین تأثیر عاشورا بر ادبیات و هنر، عبارت است از اشعار آیینی، ادبیات حماسی آیینی، تعزیه و... در حقیقت امروزه جریان‌های ادبی و هنری داریم که درون فضای تشکیل‌شده با محوریت عاشورا تنفس می‌کنند. در کنار آن، در بسیاری از حوزه‌های دیگر نیز عاشورا تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم گذاشته است که نمونه‌های آن در آثار فاخر ادبی ایران مشهود است. اگر به خاطر بیاوریم که ادبیات برآمده از کلمه ادب است و آن گاه به ادب ولایت و ادب حضرت عباس (ع) در جریان کربلا نگاه بی اندازیم، عمق این پیوند میان ادبیات و عاشورا را بیشتر درک می‌کنیم. اعتقاد من این است که عاشورا نه تنها یک فرهنگ (اندیشه و اشک) است بلکه یک فرهنگ پویا و تا به امروز زنده است. در این نمایش با شکوه، صفات و ارزش های انسانی همچون عشق به خدا، دل از دنیا بریدن، آگاهی و بصیرت، ولایت‌پذیری، مهربانی و عطوفت، رزق حلال و... جلوه‌هایی از اخلاق متعالی و ارزش‌های اصیل انسانی را متبلور کرده و همواره راه سرخ امامت را به رهروان صراط مستقیم نشان می‌دهد. فرهنگی که می‌توان به اتکای بدان با الگوهای وارداتی و بیگانه با ارزش‌های ما مقابله کرد. به تعبیر حضرت امام (ره) «قدرت معنوی» سلاح فرهنگی و سد نفوذناپذیر ما در برابر سیل هجمه‌ها و شبیخون‌های دشمن است. بر این اساس باید با احساسات هنرمندانه و اندیشمندان اهل استدلال به مواجه با کسانی بپردازیم که می‌خواهند از عاشورا نماد جنگ و خشونت گری استخراج کنند. آن حضرت به‌روشنی بیان کرده‌اند که ارزش‌های والایی که پیامبر اسلام (ص) کوشید تا در میان مردم نهادینه شود به مخاطره افتاده است و ما قصد داریم که نگذاریم این فرهنگ حسینی دچار فراموشی تاریخی شود. در این هنگام است که دفاع هنرمندانه از فرهنگ عاشورا و تبیین سبک زندگی مبتنی بر اسوه‌های دین، مهم‌ترین سلاح در مقابل یزیدیان تاریخ و تحریف‌کنندگان خط سرخ شهادت است.

ادامه مطلب

همایش بزرگ شیر خوارگان حسینی

همایش بزرگ شیر خوارگان حسینی

چهارمین همایش بزرگ شیرخوارگان با مساعت و همکاری سرپرست محترم شهرداری و اعضاء محترم شورای اسلامی شهر جمعه 7 مهر در مسجد آقا سید قاسم رودکل برگزار خواهد شد .

ادامه مطلب

یک سئوال شهروندی وجوابیه شهرداری

یک سئوال شهروندی وجوابیه شهرداری

سوال اینجاست که شهردار ی محترم چراو به چه علت آن همه نیروی بی حاصل و هزینه بردار که جذب آنها بر حسب عدل و قسط و نیاز نبوده تعدیل نمیکند تا شهرداری از تزاحم و نیروی اضافی نجات پیدا کند. برخی از نیروها به صورت تفریحی بسر میبرند و در حال شوخی و سرگرمی با دیگر کارگران ودوستان خود هستند. به دنبال آن بزم و دیگر مسایل و مشکلات را فراهم می اورند. بسیاری ازکارگران واقعی شهردرای حقوق ومزایای خود را به موقع دریافت نمی کنند وچه بسا جهت حفظ نیروی مازاد شهرداری مجبور به کاهش مزایای کارگران واقعی میباشد. جوابیه شهرداری: متاسفانه شهراریها در دوران گذشته بدون توجه به قوانین استخدامی و چارت سازمانی شهرداری بی رویه و بی ضابطه به جذب نیرو پرداختند .و وضعیت کنونی برای شهرداریها رقم خورد برهمین مبناءیکی از مشکلات اساسی شهرداریها نیرو های مازاد که به صورت چرخشی و گردشی در معابرعمومی و واحدها حضور دارند که اگر بتوان این میزان نیرو را تعدیل داد منابع شهرداری مدیریت میشود . در شهرهای کوچک به دلیل نبود منابع و امکانات مالی کافی این گونه اقدامات یعنی تحمیل نیرو به شهرداری باعث تجمع و انباشت بدهی میشود و متاسفانه این اتفاق، معضل نیروی مازاد در شهرداری جدی شد و شهرداری از سال 1395 به بعد پرداخت حق بیمه ، حقوق کارکنان و کارگران را با تاخیر انجام میدهدو بدهی های مربوط به آب برق و گاز تاسیسات و تعمیرات ماشین الات شهرداری مدت هاست که پرداخت نشده است. این مشکلات مالی روز به روز ابعاد گسترده تری پیدا میکندو نحوه خدمات عمرانی وعمومی را تحت الشعاع قرار داده است و در روند خدمات اخلال بوجود آمده است لذا تداوم حضور نیروهای مازاد در شهرداری مستلزم پرداخت حقوق و تامین در آمد بیشتر است که شهرداری فعلاقادر به جبران این هزینه ها نیست.و شهرداری بیش از 80 درصددر آمدخود را صرف پرداخت حقوق و مزایای و گاهی حقوق کار نکرده مینماید که این یک رکورد است و پیامد آن برای شهرداری اداره شهرداری را با مشکل مواجه کرده است و نفس شهرداری را بند آورده و مانع حرکت عمرانی ،ناکارآمدی و زمین گیری شهرداری شد . این بحران هزینه، ضرورت کنترل نیرو و کاهش تورم نیرو و چابک سازی در دستور کار شهرداری و شورای اسلامی شهر قرار گرفته است. تا با این اقدام باز دارنده هزینه های کمتری بر دوش شهر وندان کوچصفهانی گذاشته شود.تا از این اقدام غیر قانونی خسارت کمتری متوجه شهر گردد و همچنین کارگران واقعی شهرداری حقوق و مزایای خودر را نیز به موقع در یافت نمایند. روابط عمومی شهرداری کوچصفهان

ادامه مطلب

هفته دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس بر دلیر مردان عرصه های شهادت و ایثار گرامی باد

ادامه مطلب
صفحه 6 از 27« بعدی...45678...20...قبلی »
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
آمار سایت
  • 0
  • 4
  • 52
  • 26,186
  • 0